تبليغاتX
& arminlt;!------This Template Designed By Pargoo,www.parsiyar.blogfa.com-------> من در این کلبه خوشم



سلام

به همین زودی دلم برای وبلاگم و دوستام تنگ شد!
نمیدونم درسته یا نه!

اما میخوام به نصیحت یک دوست گوش بدم!
میام نت
!
اما بهش وابسته نمیشم
!
دلمم برای نظرای نازتون تنگ شده
!
برای حرفاتون
!
برای دوستای عزیز نتیم
!
که شمارشون از دستم خارجه
!
میخوام آپ کنم!

بی تقصیرم

چند وقتی است که از دست خودم هم سیرم

می تونا گفت که من از تو کمی دلگیرم

خسته ام فکر و خیالم همه آشفته ی توست

به خدا آخرش از دست تو من میمیرم

منم و شعر و خیال و غم و شب

بی خیالم و فقط فال تو را میگیرم

بخت من بسته شده، هیچ خیالی هم نیست

من هم انگار که پا بسته ی این تقدیرم

بر سرم نعره نزن میروم از پیش شما

ولی ای کاش بدانید که بی تقصیرم

تنها شدم

رفتم و در پیچ و تاب جاده ناپیدا شدم

کاش میشد تا بگویم بی جهت رسوا شدم

با همه رنج و غم و افسوس و درد و اشک و آه

دیگر آن من ، من نبودم وه، چه بی پروا شدم

روشنی بخش نگاهم شمع فانوس تو بود

آن هم از کف رفت و من ،چون ظلمت شبها شدم

در میان جمع یاران بودم و لیک ای دریغ

زیر باران غمت بی همدم و تنها شدم


خاطره

آن روزها که زندگیم بد نمی گذشت

اندوه دردهای من از حد نمی گذشت

یک عابر غریبه که همراه سایه اش

از کوچه های شعر مردد نمی گذشت

یک ماهی سپید که هر قدر می پرید

از ارتفاع تنگ یک سر نمی گذشت

این زندگی اگرچه کسالت می افرید

اما به شکل یک غم ممتد نمی گذشت

از صافی دلم همه رد می شدند و حیف

آن خوب ، خو بِ خوب که باید نمی گذشت!

 

عشق بی تقصیر است...

به دل مراجعه کردم به عشق راه نداشت

نگو که حرمت اشک مرا نگاه نداشت

ببخش اگر به تکبر نشست خاطر من

ز جنس آینه ها بود تاب آه نداشت

تو آن کرامت ابی تو آن سخاوت سبز

که صفحه قلبت لکه ای سیاه نداشت

و من تلالو صبحی که آسمان دلش

ستاره داشت سحر داشت مهر و ماه نداشت

من و تو هر دو فدای غرور خویش شدیم

و گر نه عشق به حق بود و اشتباه نداشت

بیا که هر دو جدا از هم اعتراف کنیم

که اشتباه ز من بود و او گناه نداشت

 

 

سهراب

گلی از شاخه اگر میچینیم

برگ برگش نکنیم

و

به بادش ندهیم

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن را

هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل روید

 

رفع زحمت میکنم

غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم

تا ابد با درد و رنج خویش خلوت میکنم

رفتی و با رفتنت شهر دلم ویرانه شد

من در این ویرانه ها احساس غزبت میکنم

یادگارت قاب عکس خالی از لبخند توست

شب به شب با یاد تو تا صبح خلوت میکنم

کشتی عشقم میان موج غم در هم شکست

تا بسازم کشتی ام را باز همت میکنم

هر چه را از گفتنی ها بود گفتم نازنین

با تو دیگر نیست حرفی رفع زحمت میکنم

+نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط مژده| 

سلام بچه ها

یه خبر داغ آتیشی

من دارم ترک...

ترک نت میکنم

چند وقتی هست دارم بهش فکر میکنم

یه مدتم به خاطر یه نفر منصرف شدم

اما...

دیگه نمیام نت

آخه خیلی بهش وابسته شدم

میخوام برم آزادانه برای خودم زندگی کنم

با هر کسی هم توی نت آشنا شدم خدانگهدار

من کلا آدم احساساتی هستم

برای همینم دلم نمیاد دل کسی رو بشکنم

این چند وقته توی نت خیلی خودم ودرگیر دیگران کردم و به خاطر اونا زندگیم خیلی تغییر کرد

میخوام فارغ از خیال نت و وبلاگ و ایمیل زندگی کنم

زندگی بدون نت
!ممنون توی این مدت همراهم بودین

مواظب خودتون باشین

*******

هر کس توی نت با من آشنا شده

بی خیال من بشه

و خدانگهدارش باشه

*******
بذارین یکم برای خودم زندگی کنم

*******

برای همیشه خدانگهداااااااااااااااااااااااااااااااااار

فقط یادتون باشه:
كسي را كه دوست داري رهايش كن اگر سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده!!!!!!!
********
خیر پیش!!!!!!!!!

+نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط مژده| 
سلام سلااااااااااااااااااااااااااااام

امروز تولد بهترین دوستمه

 پریسا خانوم گل گلاب!
این آپم هم با تمام وجود تقدیم میکنم به پریسا جااااااااااااااااااااان

امیدوارم خوشت بیاد!
اول شعر تولدو بخونیم برات....

 

تولد

     تولــــــــــــــــــــــــــــــد

                       تولدت مبارک!

کاشکی که صد ساله شی

                             نــــــــــــــــــــــــــــــــــه!
صد و بیست ساله شی

                              نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!
صد و بیست سال کمه

همیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیشه زنده باشی!

پریسا جان تولدتو بهت تبریک میگ

و

برات بهترین و قشنگترین آرزوها رو دارم!

 

صدای سخن عــــــــــــــــــــــــــــــشق

 


سخن عشق را د رعمق نگاهت خواندم...
  و صداي محبت را در کوچه باغ آشنايي مان شنيدم
برايت گريستم...
  و به يادت خنديدم...
و به نشانه ي وفاداري دفترم را به نامت نوشتم...
  و نامي به اندازه ي عشقت برايت برگزيدم...
و آن را به صفاي دلم پيوند زدم...
  پژواک افسرده ي صدايم را به گوشت رساندم
تا تو را بيابم
اما نه...
   انگار هنوز عشقم به صداقت باران و به پاکي آب نرسيده است
تا قناري هاي خوش آواز دلت شعر وصال برايم بخوانند

 

 عـــــــــــــــــــشق چیست؟!!

 

عشق چیست؟

3 ثانیه نگاه

3 دقیقه خنده

3ساعت صفا

3رو زآشنایی

3 هفته وفاداری

3ماه بی قراری

3 سال انتظار

30 سال پشیمانی

 

 

 

یکی بود یکی نبود مثل همیشه


 

یکی بود یکی نبود!اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو نبود من بودم

یکی گفت یکی نگفت !اون که گفت تو بودی اون که دوستت دارم را به هیچکس جز تو نگفت من بودم

یکی رفت یکی نرفت!اون که رفت تو بودی اون که عشق تو از دلش نرفت من بودم

یکی خواست یکی نخواست اون که خواست تو بودی اونکه جدایی از تو رو نخواست من بودم

یکی داشت یکی نداشت اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی را نداشت من بودم

 

 

ستاره


یه شب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنارتم تا اخرش تا پای جون

ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون

اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون ابر امود ستاره رو دزدید و برد نامهربون

حالا شبا به یاد اون زل میزنم به آسمون

دلم میخواد داد بزنم : این بود قول و قرارمون؟تو رفتی و از خودتم نذاشتی حتی یه نشون

 

 

قسمت دوم آپم هم اینه:

این شعر و خودم گفتم برای کسی که از شعر "آسمان وقف نگاهت گل من   مانده ام چشم به راهت گل من"
بدش میومد

نمیخواستم بذارمش توی وبم

اما ...

برای اینکه بهش ثابت کنم من نه سنگ دلم نه نامهربون!
گذاشتمش و همین جا تقدیم میکنم به خودش

بند بند این شعر حقیقته!

فقط خواهشا فکرتون سمت افکار  بد نره!

سعی کنید فقط  فکرای خوب کنید!

این دومین باره که برای یک فرد خاص شعر میگم!
دیگه شما کم و کاستی هاشو به کمی تجربه ی من ببخشید!

 

با تمام وجودم تقدیم به تو!

 

تو دیگه دوسم نداری

همه اینو فهمیدن

حتی تو رو با یه عشق تازه ای یه جا دیدن

بی خیال من میدونستم معرفت نداری تو

میدونستم بعد من میری سراغ عشقی نو

بی خیال شدم دیگه از دست کارای شما

دیگه "تو"نیستی برام

شدی برام مثل تمومه آدما

بی خیال من دیگه دوستت ندارم مثل خودت

من نمیدونم تو بعد اون همه عشق چی شدت

بی خیال من دیگه میرم از دیار تو و اون

کاری میکنم که دور بشه نگات از خونمون

آره,مهم اینه که تو هم شدی مثل همه

واسه قلب پاک من شدی مث مجسمه

من واسه موندنِ اینجا دیگه امید ندارم

میرمو خاطره هامو پیش تو جا میذارم!
یادته میگفتی بی من میمیری توی قفس

ولی دید حالا تو داری یه قلب پر هوس؟

یادته میگفتی که

من نفس و قلب توأم

یادته میگفتی که من واسه تو خیلی نوأم

آره یادته میدونم

که میگفتی عشق من

بدون تو تنها میشم میمونم میون غم

آره یادته میدونم"عشق من فقط تویی"

"واسه من بین تموم آدما خیلی نویی"
"تو نـــــــــــــــــــــــــــــــفس منی و بدون تو بی نفسم"

خداییش باید میگفتی من همش تو هوسم

"تو فرشته ی منی ناز منی عزیز من"

یادته بهت میگفتم که نریز تو اشک غم؟

این همه دوز و کلک حرف و فریب

کار نانجیب قصه هاست رفیق

تو که نیستی نانجییب!!!
هــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

خدا ,خوب یادمه شب که میشد

به عشق شنیدن صداش بیدار بودم تا صبح

بعد کلی انتظار

زنگ میزنه

میگه سلام

خوبی ؟

خوبم!

خب دیگه؟!!!!
خب!!
خب شده واسش کلام اقدسی

میگه تو خیلی برام مقدسی

میگه تو فرشته ی نجات من

منو در اوردی از میون غم

من فرشته ی تو أم؟

تو راست میگی!
اما بدونِ فرشته ات تو بگو کجا میری؟

من واسه تو شعر میگم خودم که باور ندارم

قول میدم مثل تو هیچ کسی رو تنها نذارم

درسته گفتم بهت خدانگهدار ای رفیق!
اما تو باید میموندی واسه من دوست شفیق

که نموندی و گذشتی ساده از خاطره ها

حالا بین من و تو زیاد شده فاصله ها

یادته؟

یادته بین همه خوشبخت ترین بود عشق تو؟

عشق تو؟

خودم بودم!
اما حالا چی؟

عشقی نو!
برو خوش باش بی وفا بی معرفت

ای بی صفا

قلب منو باش

شده بود باورش حرف شما

چه بی نوا

دیگه حس ندارم دستام واسه ی نوشتن خاطره ها

دیگه نایی ندارم

واسه برداشتن این فاصله ها

**روز و لحظه ی وداع من و تو

میمونه همیشه تو خاطره ها

دیگه کم کمک داره سر میره این حوصله ها

من میرم فقط خدا پشت و پناهت گل من

دیگه من نمیمونم چشم به راهت گل من

خاطراتمونو میدم به تو و

خدانگهدار

اما تو خاطره ها رو از خودت جدا نگهدار!



 

+نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط مژده| 
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

 صبح بیدار شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

 بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

میسوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

حرفاش وقتی که تموم شد بگه پیشت نمیمونه

خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات میمیره

 بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفای اون باورت شه

 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال و چیدن

به خدا کم غصه ای نیست چند روزی اونو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یکمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی

 از خودت میپرسی یعنی میشه بره اون زمانی؟

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

 بعد به اون بگی که چشمات نمیخواد اونو ببینه

 

سلام

این دفعه سلام میکنم با صدای بلندم سلام میکنم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلام

من امدم!
با لبی خندون امدم

امدم به شما ها هم بگم دوست جووووووووووووووووووووووووووووونیای من داداش جینگیلیای من عزیزان دل...........

عزیزان دل ماماناتون و من

خنده را فراموش نکنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

خنده  و لبخند خیـــــــــــــــــــــــــــــلی خوبه!
یادتون نره شاد باشیـــــــــــــــــــــد

دوووووووووووووووووووووووووووووســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتووووووووووووووووووون دارم یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه عالمه
باور کنید راست میگم!

باور میکنید؟

ـ بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.

ـ  آفرین به شما که اینقدر بله را محکم گفتید

دوستتون دارم دوستاااااااااااااااااااااااااان عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزیزم!

 

حالا میخوام یه مبحث دیگه رو مطرح کنم

میخوام ازتون بپرسم بهترین دوستتون توی زندگی بعد از خدا و والدینتون کی بوده؟

من ؟

من بهترین و عزیزترین و گلترین و مهربونترین و عاقل ترین و جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییگرترین و جییییییییییییییینگیلی ترین و ماااااااااااااااااااااااه و خورشید و ستاره ترین دووووووووووووووووووووووستم

توی تمام عمر 127_8 سالم

پریسا بوده و هست

به خدا خیلی ماهه

خیلی میخوامش

عزییییییییییییییییییییییییییییییز دلمه

هر جا هم برسم

تا هر جا که بتونم

و توان داشته باشم

میگم که پریسا جون منه

به خدا ااااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم پریسا جون

ببین دارم جلوی همه ی دوستای نتی و غیر نتی که همشون عزیزن جار میزنم که بابا ای ایها الناس من پریسا را دوست دارم

پریسا حبی

یعنی عشق من

جوووووووووووووووووون من

my love

my breath

my life

my eyes

my heart

my life

my life

and my liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiife

آخه پریسا جون به چه زبوینی بهت بگم دوستت دارم

ببین پریسا جووووووووووووووووووووووووونم تو خودت خوب میدونی من دوست زیاد دارم زود با همه میجوشم

اما به همه ی دوستامم گفتم که پریسا واسه من یه چییییییییییییییییییییز دیگس

چون خیلی خوبی

مهربونی

با احساسی

عاقلی

درس خونی

راه نماییم میکنی

خیییییییییییییییییییییییلی خوبی

از هر نظر که فکرشو کنی تو یک دوست کامل و بالغی که من با تمام وجووووووووووووووووووودم دوستت دارم

به خدا از همه ی دوستام بیشتر دوستت دارم

از همه ی همه ی همه شون

البته بگم بفیه ی دوستامم خیلی دوست دارما

اما پریسا......

دیگه هیچی!
خیلی دوستت دارم پریسا جووووووووووووووووووووووووونم

امیدوارم دوستیمون تا دنیا دنیاست و من و تو زنده ایم پایدار باشه

امیدوارم دوست خوبی برات باشم همون طور که تو برام بهترینی

و من به داشتن دوست خوب و گل و مهربونی مثل تو افتخار میکنم

امیدوارم به آرزو قشنگ قشنگات برسی

به آرزو مست و ملنگاتم برسی

خیلی دوستت دارم ببین میگن یه دوست خوب دوستیه که...............

a good friend is like a computer

she enters your life

save you

in her memory

formats your problems

and

never delete you from her memory

and I know that you are the best friend for me like this descirption

you are very special for me

and in every time and in every temper I love you

and this love will be larger every day

پریسا جوووووووووووووون دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد

یه عااااااااااااااااااااالمه

که واسه عشق من نسبت به تو یه عالمه

خییییییییییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللی کمه

این شعرم به افتخاااااااااااااار پریسا جووووووووونم

 

 

در خلوت من جز تو کسی راه ندارد رخسار فریبای تو را ماه ندارد

غم نامه ی من غصه ی چشمان تو باشد کس مثل دلم عشق تو همراه ندارد

ای آنکه امیدیست مرا تیر نگاهت غیر از تو دلم ، دل به دلخواه ندارد

تا رخ ننمایی تو به همراهی خورشید تاریک شبم هییییییچ سحرگاه ندارد

فرصت نکنم جز تو به اندیشه ی دیگر افسوس که عشقم به دلت راه ندارد

 

 

پری خوشکله

پری عزیزه

پری جینگیلی

پری مهربون

پریسا جونم

این شعر با تمام عشق من

تقدیم به تو که برای من بهترینی

از راه دور ببوسمت رفیییییییییق شفیییییییییییییییییییییق گل خودم!

پریسا جوووووووووووووووونم؟

میخوام این تقدیم کنم به تو

به تو بهترین دوستم

به خود خود خود تووووووووو

تو را دوست میدارم نمیدانم چرا،

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من،

حد و مرزی برای دوست داشتن نمیشناسد

ولی من سخت در این مکتوب فرونشسته ام

که چه کسی مرا دوست میدارد؟

ای فرشته ی نازل شده بر چشمانم

ای شقایق زندگی ام

ای تنها ستاره ی آسمان قلبم

ای زیباترینِ زیباییهای محبت

ای بهانه ی خواب شبهایم

ای تنها نیاز زنده بودنم

ای آغاز روز بودنم

ای نیمه ی پنهان من

و تو

ای معشوقه ی من

تو را...

تو را با تمام وجود دوست میدارم و میپرستم

 

+نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 7:55 قبل از ظهر توسط مژده| 
 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

به دوستااااااااااااااااااااااای گل خودم!
حاااااااااااااااااااااال شما؟

منم خوبم!
از احوال پرسی های  شما!
راستی من یک تحول عظیم در زندگیم ایجاد کردم که بابت اون خیییییییییییییییلی خوشحالم!
امدم تا شما هم سهیم کنم
!اما نمیگم چه تحولی ایجاد کردم
!فقط شما هم مثل من شاد و شنگول و منگول و جینگیلی باشین!
طبق عادت معلوف دوستیمون!
قبوله همگی با هم شاد باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از من که خیالتون راحت باشه من میگم قبول قبوله!

طبق معمول دوستتون دارم مواظب دلاتون باشین(مواظب صاحب دلانتونم باشین)

منم دعا کنین !
یادتون نره ها!!!!!!!!!

دوستتون دارم!



 

 

بیان یک احساس

هميشه احساس ميکنم يک جذبه ي سنگين مرا به سوي تو...........به سوي تو که نه.........به درون تو ميکشاند
نميدانم در آنجا چه غلغله اي بر پا هست........چشمانت را ميگويم
اما نه...... منشا اصلي ،همان بطن نگاه توست
آري همان است باطن مواج و خروشانت که مرا در کام  اشتياق نگاه هاي خلسه بر انگيزت
فرو ميبلعد
مرا........که بيخود
و مدهوشم هنوز

 

 

اشک باید ریخت.......

اشک باید ریخت زار باید زد عشق یعنی این

خود پرستی را بارها دار باید زد

شب پر از راز است

رازها را باز باید خواند

نبری از یادت شب مهتابی را نفس خسته ی بی خوابی را

نبری از یادت گرمی دست مرا ای دوست

رنگ چشمان مرا ای زیبا رو باز هم نیکوست

من تو را در نفس سینه ی خود میخواهم

من تو را میخواهم

نبری از یادت آن شب تنهایی آن شب ملتهب رویایی

دست من در طلب ماه به رخسارت خورد

دستی اما دل من را افسرد

من به چشمان تو جان بخشیدم

نی که در چشمان تو جان را دیدم

نبری از یادت

التماس دل غمگینم را

نبری از یادت

من تو را میخواهم

باز بی چون وچرا میخواهم

«حسین فهیمی»

 

+نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 7:13 قبل از ظهر توسط مژده| 
**** 

 گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

 

    

 به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

 

 از غم عشق چه می باید کرد؟؟

میتوان قصه نوشت

 شعر سرود

 میتوان از غم عشق ماتم داشت

می توان دل خوش کرد به کلامی که شنید

از دو خط نامه ی سرد میتوان داغ شد و شعله کشید

 

+نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 7:31 قبل از ظهر توسط مژده| 
سلاااااااااااااااااااااااام به دوستای عزیز خودم یا همون دوست جونیام!
حال شما؟

بله خدا را شکر منم خوبم!
بهتر ازین نمیشه!
چی؟

قالب نو مبارک؟

ممنونم ازتون!
اینو یه دوست بهم هدیه داده!
از همین جا ازش تشکر میکنم!

خوب دوستای خوب تر از خوبم من یه سوال دارم

اگر میشه بد از خوندن آپ امروز
نطرتونو درباره ی این جمله بگید که میگه"دوست همه کس دوست هیچ کس نیست"

بذارید من اول نظرمو بگم!
ببینید اگر منظور این جمله اینه که کسی که دوست زیاد داره دوست هییییییییچ کدوماشون نیست من کاملا مخالفم

چون من خودم دوست اونم دوستای صمیمی زیاد دارم با همشونم خوبم به همشونم در حد توانم رسیدگی میکنم و در کل فکر میکنم اگرفقط یه دوستم داشتم همین برخوردا رو باهاش داشتم

حالا این از نظر من! حالا نوبت شماست!
من منتظر جواباتون هستم دوست جونیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

                                                                                         

اینم از آپ امروز:

 

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود،

چه بی قرار بودی که زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه واردش شده بودی

رفتنت را پذیرفتم

با همه ی بهانه ریز و درشت،

هیچ گاه نخواهم دوباره برگردی چون غروب روزی که ترکم کردی پشت کامیونی خواندم

"برگ از درخت خسته میشه ، پاییز بهانست"

 

 

 

اینم دوتا دیگه!

گر چه آب رخ از خاک درت یافته ام

گرد خاطر همه از رهگذرت یافته ام

ای دل خسته چه حالست که از در فراق

هر دم از بار دگر خسته ترت یافته ام

 

 

 

 

 

 

اینگونه باید زندگی کنیم:

شاد اما دلسوز

ساده اما زیبا

مصمم اما بی خیال

متواضع اما سربلند

مهربان اما جدی

سبز اما بی جدی

عاشق اما عاقل

اینم به افتخاااااااااار همه ی دوست جونیام

 

زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم ونو بیندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم

وز باران کمی بیاموزیم که بباریم و کم حرف بزنیم

کم بباریم اگر ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم و خیس شویم لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خود به خود زیباست سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی به دست دل است زندگی را بیا رقم بزنیم

سحرم قطره ها در انتظار تو اند زیر باران بیا قدم بزنیم

 

 

 خوب دیگه آپای امروز به نظر خودم که خیلی قشنگ بودند حالا تا ببینیم نظر دوست جونیام که شما باشید چیه؟

مثل همیشه

دوستتوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون دارم یه عالمه!
مواظب خودتون باشید

و

امیدوارم زیر سایه ی رحمت الهی زندگی گرمی داشته باشید!

در پناه حق

+نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 7:25 قبل از ظهر توسط مژده| 

افلاطون میگه:

اگه کسی یا چیزی را با دلت دوست داشتی زیاد جدی نگیرش

چون کار دل دوست داشتنه درست مثل کار چشم که دیدنه

ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی را تجربه میکنی که اسمش "عشق واقعیه"

+نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط مژده| 
سلاااااااااااااااااااااااااام به دوست جون جونیای خودم!

خوب هستیییییییییییییییید؟

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله؟

ـبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!

خوب خدا را شکر!

میگم عید خوش گذشت؟

إ !

چه جالب به منم خوش گذشت!

خدا را شکر!

خوب آپ امروز شعریه که دختر داییم برام توی دفتر شعرم نوشته!

با هم میخونیمش!

۱

۲

۳

حالا..............

اونی که گفتم نرو گفت نمیشه

دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه

وقتی که داشت میرفت من و صدا کرد

وایسادو تو چشمای من نگاه کرد

گفت میدونی خودت برام عزیزی

این اشکارو بهتره که نریزی

باید برم سفر برام بهتره

اونی که مونده اینجا عاشق تره

تقدیر ما از اولم همین بود

یکی تو آسمون یکی زمین بود

خدا نخواست همیشه پیشم باشی

ولی مهم اینه که عاشق باشی

شاید اگه دائم بودی کنارم

یه روز میدیدم که دوستت ندارم

گریه نکن گریه هاتو نگه دار

لازم میشه گریه برای دیدار

دیگه باید برم که خیــــــــلی دیره

فقط نذار خاطرمون بمیره

مراقب گلای اطلسی باش

یه وقتایی منتظر کسی باش

 

 

دوووووووووووووووووووووست جونیای من!

میخوام همین الان از داداش محسن و داداش میثم وداداش مهدیم تشکر کنم که برای آپ قبلیم من و کلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی شرمنده ام کردند!

ازتون ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووونم داداش جون جونیام!

از شما هم که می آیید پیشم و نمیذارید بهم بد بگــــــــــــــ‌ذره مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــمنونم!

مواظب خودتون باشید!

دست علی یارتون

خدا به همراهتون

درست گفتم؟

+نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 7:15 قبل از ظهر توسط مژده| 
هیچ کس اشکی برای ما نریخت                 هر که با ما بود از ما میگریخت

 

چند روزیست که حالم دیدنیست                 حال من از این و آن پرسیدنیست

 

گاه بر روی زمین زل میزنم                         گاه بر حافظ تفال میزنم

 

حافظ دیوانه فالم را گرفت                           یک غزل آمد که حالم را گرفت

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم                     خود غلط بود آنچه میپنداشتیم     

                   

                                                                                                                                   

اینم یه شعر که اصلا بویی از قافیه نبرده !!!!!!!!!!!

نام من عشق است

 

 می شناسیدم؟

زخمی ام زخمی سراپا

 

می شناسیدم؟

 

با شما طی کرده ام راه درازی را

 

خسته ام خسته،

 

میشناسیدم؟

 

این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم

 

من همان خورشید تابانم

 

می شناسیدم؟

 

این چنین بیگانه از من رو مگردانید

 

در کف فرهاد من نهادم تیشه ،من

 

من شکستم بیستون را ، من

 

من همان مهربان سالهای دورم

 

رفته ام از یادتان یا،

 

میشناسیدم؟

 

نام من عشق است

 

می شناسیدم!؟

 

راستیییییییییییییییییییییی عیدتون مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکسااااااااااااااااااااااااااااااااااال

 خووووووووووووووووووووبی داشته باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!براتون دعا میکنم!!!!شما هم من

ودعا کنیییییییین!خیییییییییییییییییییییییییلی زیاد دوستتون دارم!

 

قربون همتون!مژده!

+نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 7:48 قبل از ظهر توسط مژده| 







Template Designer: armin - Http://parsiyar.blogfa.ir
< ;





Powered by freedesign.htm.ir